الشيخ حسين المظاهري

70

زندگانى چهارده معصوم ( ع ) ( فارسى )

صلح امام حسن و قبول حكميت اميرالمؤمنين و قعود امام حسين ، هر سه از يك وادى است و از يك سرچشمه آب مىخورد . حضرت حسن صلح كرد و حضرت حسين صبركرد تا با ظلم معاويه و اطرافيان ، و جاهت او از بين رفت . به گفتهء حسين : « معاويه مرد و دل مردم پر از محبت اهل بيت و بغض بنىاميه بود . » سياست معاويه با مردن او از ميان رفت و خلافت به دست مردى احمق و مغرور و خام افتاد . به حدى كه خود ، چراغ به دست مردم مىداد ، تا تمام جنايات او و بنىاميه را ببينند . حسين ( ع ) را با آن قساوت كشت ، عيال امام را با بىشرمى در شهرها گرداند و مردم را در مجلسى گرد آورد و اين اشعار كفرآميز را خواند : ليتَ اشْياخِى بِبَذرٍ شَهِدُوا * جَزَعَ الْخَزَرَج‌ُمِنْ وَقْع‌ِالأَسَلِ لَاهَلُّوا وَاسْتَهَلُّواً فَرَحاً * ثُم‌َّقَالُوا يا يزِيدُ لَاتَشَلْ لَعِبَتْ هَاشِمُ بِالْمُلْكِ فَلَا * خَبَرُجَاءَ وَلَاوَحْى نَزَلَ قَدْقَتَلْنَا الْقَوْمَ مِنْ سادَاتِهِمْ * وعَدَلْنَاهُ بِبَذرٍفَانَعَدَلَ بنىهاشم با مملكت بازى كردند و خبرى از طرف خدا و قرآنى از عالم ملكوت نبوده ! - همهء اينها دروغ است ! - ما كشتيم بزرگان بنىهاشم را به جاى افرادى كه از ما در جنگ بدر كشته شدند و اين تعادلى ايجاد كرد ! سپس جلسه را به دست زينب‌كبرى مىدهد و زينب مىگويد ، آنچه را كه بايد بگويد . مردم را در مسجد جامع جمع مىكند و اجازهء منبر رفتن را به امام سجاد مىدهد . يزيد در سال دوم حكومتش جنگ حره را آغاز مىكند و مردم مدينه را قتل عام مىكند . در سال سوم حكومتش خانهء خدا را به آتش مىكشد . با مرگ معاويه ، حسين ( ع ) قيام مىكند . قيامى كه از نظر همه ، بقاى اسلام مرهون آن است ؛ ولى چيزى را كه نبايد فراموش كرد اين است كه صلح امام حسن و صبر امام حسين ، زمينه براى قيام امام حسين بود و قيام اين بزرگوار